خرید بک لینک
برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی41ـ در رابطه با خانوادهام آیا گاهي فکر میکنم که در یک چرخهي معیوب و تکرار مکررات و بیهیچ امیدی برای تغییر گیر کردهام؟ آنها چه بودهاند؟ نقش من در تداوم آنها چه بوده است؟بله ـ زمانهایی که هیچ گامی برای تغییر رفتار برای بهتر شدن رابطههایم برندارم تکرار مکرّرات اشتباهات و رفتار از روی اجبار و عادتهاي خودمحورانه تنها راهحل مشکلاتم میباشد و اغلب که خواستهام طبق عقاید گذشته به خواستههایم دست یابم زمانهایی بوده که احساس کردهام در چرخه، معیوب زندگی دست و پا میزنم. همیشه این تکرارها به خاطر عدم آگاهی و بلد نبودن راهحل صحیح برخورد و تصمیمگیری در بحرانها و مشکلات بوجود میآید كه در این مواقع نقش من تثبیتکنندهي راهحلهای نامناسب و اجباری و درماندگی و عاجز در مقابل راهی مناسب خواهد بود.42ـ چگونه از ایجاد صمیمت با دوستان ـ شرکا ـ همسرـ خانواده خود اجتناب میکردم؟صمیمیت در صداقت و راستی بوجود میآید، زیرا همیشه احساس توقع و مطالبه از دوستان داشتم و رنگ و بوی صمیمیت قلبی در روابطم با دوستان مشهود نبود. با شرکا اگر بیشتر نزدیک میشدم برای سود بیشتر بود اگر کمتر ارتباط میگذاشتم میترسیدم از من سوءاستفاده کند. دلیل اصلی خشونت ما در خانواده ترس از مورد سوءاستفاده قرار گرفتن است و دلیلش اين است که ما رابطهي صحیح را بلد نیستیم چون حد و مرزها را نمیشناسیم. با همسرمان زیاد نزدیک نمیشدیم و همه اسرارمان را بازگو نمیکردیم؛ زیرا میترسیدیم که گمنامیمان را بکشنند و در آینده از آن به عنوان حربهای علیه خودم استفاده کنند براي همين من هميشه خانواده را برخلاف جریانهای خود میدیدم و همیشه آنها را مخالف عقاید شخصیام قلمداد میکردم.43ـ

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 23:09


اینجانب سیماغفاری مددکار اجتماعی که در این وبلاگ سعی دارم اصول دوازده قدم در پروسه بهبودی افراد بهبود یافته و همچنین روال معنوی که در آثار استادمجتبی دشتی  مخصوصا فصل اول، فصل دوم، فصل سوم و سخن عشق را پیشکش شما عزیزان کنم

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1403 ساعت: 23:09

برگرفته از کتاب کارگاه بهبودی نوشته #مجتبی_دشتی25ـ چه کسی یا چه چیزی احساسی را در من برمیانگیخت؟ آن احساسات چه بودند؟ در چه موقعیتی بودم؟ نقش من در هر یک از آن شرایط چه بود؟ تمام افراد یا رویدادها یی که احساسات مرا برمی انگیختند ، چون در مواجه شدن با آنها شناخت و راهکاری نداشتم، جاهایی که مسلط برآن احساس می شدم به کام خود و لذت جویی ام از آن بهره می بردم و اگر آن احساس فراتر از انتظار من بود معمولا در بروز عملکرد در مقابل آن احساس ترس بسراغم می آمد .قسمت سوم سئوال - تنها نقش من به اجرا گذاردن آن احساس بود بدون در نظر گرفتن پیامد آن. 26ـ چه انگیزهها و یا چه اعتقاداتی داشتم که باعث شدند من در آن شرایط آنگونه عمل کنم؟ #مجتبی_دشتیتمام انگیزه و اعتقادات من بر اساس خودمحوری ، لذت جویی و بدون تعقل و تفکربود و وقتی در شرایط مختلف از آنها بهره می جستم معمولا با احساساتی که معمولا دردسرساز ، مشکل آفرین و دردناک بود مواجه می شدم.27ـ من با احساساتم وقتی آن را شناسایی میکنم چگونه رفتار میکنم و در مورد آن چه کاری انجام میدهیم؟در گذشته در رابطه با بروز احساساتم از روی عادتهاي خودمحورانه و اجبار رفتار میکردم اما امروز سعی میکنم آنها را دستهبندی کنم تا از روی عادتهاي خودمحورانه و اجبار نباشد همچنين قبل از اقدام و عمل، آنها را در ذهن خود بررسی میکنم و به عقوبت بروز آن احساس هم فکر میکنم و نقاط منفی و مثبت آن را شناسایی کرده و به مرحلهي عمل و رفتار میرسانم.28ـ در مورد چه کسی یا چه چیزی احساس گناه و خجالت میکنم؟ شرایطی که باعث به وجود آمدن این احساسات شد را توضیح دهید؟وقتی رفتار بد و زشتی که وجدان درونیام را آزار میدهد انجام میدهم احساس گناه و خجالت نسبت به خود؛ دیگران و خداو

برچسب: نویسنده: هلیا کریمیان تاريخ: سه شنبه 1 خرداد 1403 ساعت: 17:07

صفحه بندی